السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
376
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
ماهيت است از اين رو همان گونه كه ماهيت در لحظهء حدوث ممكن است و به علت محتاج مىباشد در استمرار وجود و بقاى خود نيز به علت محتاج است . بر اساس اين نظريه ، مانعى وجود ندارد كه شىء ممكن الوجود داراى وجود بىآغاز باشد چون حدوث ، ملاك نياز به علت نيست تا ضرورتاً هر موجودِ ممكن ، بدليل حادث شدن ، محتاج به علت باشد بلكه ملاك نيازِ به علت ، امكان اوست و امكان لازمهء دائمى ماهيت است خواه او وجود منقطع داشته باشد يا وجود بى آغاز . تفاوت استدلال اول با دوم متن والفرق بين الحجّتَيْن أنّ الاولى تثبت . . . الفقر الوجودىّ المتقوّم بغنى العلّة . ترجمه فرق بين دليل اول و دوم اين است كه اولىِ مطلوب را از طريق امكان ماهوى ، به معناى استواى نسبت ماهيت به وجود و عدم ، اثبات مىكند . و دومى مطلوب را از طريق امكان وجودى ، كه به معناى فقر وجودىِ قائم به غناى علت است ، اثبات مىنمايد . شرح در مقام فرقِ دو دليل مىفرمايند : دليل اول از آن جهت كه ماهيت ممكن در همه حال ، قرين امكان و حاجت است نياز او به علت را به نحو دايم اثبات مىنمايد . و دليل دوم عنايتى به ماهيت ندارد ؛ نفس وجود ممكن را از آن جهت كه فقر براى او دايمى است و قوامش به علت ، هميشگى است مورد عنايت قرار مىدهد و از اين طريق ، مطلوب را كه نياز دايمى به علت باشد اثبات مىنمايد . مطابق دليل نخست امكان ماهوى عبارت از استواى ماهيت بين وجود و عدم مىباشد و مطابق دليل دوم امكان به معناى فقر وجودى مىباشد بدين معنا كه وجود ممكنات وجود وابسته و فقير به علت مىباشند .